Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : خبیده

تلفظ بین المللی : /xabˈideː/ تلفظ :‌ [xab'ide:]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • خبیده بادام
  • شبکۀ بسپاری درهم خلیده
  • تیر یا الوار خمیده و کج
  • خزیدهخزیده
  • خسبیده
  • خط خمیده انحناء
  • خمیده به عقب
  • خمیده بودن
  • خمیده شدن
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

خبیده . [خ َ دَ / دِ ] (ن مف ) خفه شده . گلوفشرده . (از برهان قاطع) (آنندراج ) (انجمن آرای ناصری ) (ناظم الاطباء).

خبیده . [ خ ُ دَ / دِ ] (اِ مرکب ) خاکشی که آنرا بزرالخمخم خوانند گرم و تر است و با نبات اگر بخورند بدن را فربه کند. (از برهان قاطع). صاحب انجمن آرای ناصری می گوید: من این معنی را برای خبیده در فرهنگها...

فرهنگ فارسی

خاکشی که آنرا بزرالخمخم خوانند گرم و تر است و با نبات اگر بخورند بدن را فربه کند .

کلمات مرتبط

  • خبیده بادام
  • شبکۀ بسپاری درهم خلیده
  • تیر یا الوار خمیده و کج
  • خزیدهخزیده
  • خسبیده
  • خط خمیده انحناء
  • خمیده به عقب
  • خمیده بودن
  • خمیده شدن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات