خبر. [ خ َ ](اِخ ) دهی است بیمن در عربستان . (از منتهی الارب ).
خبر. [ خ ِ ] (ع اِ) توشه دان بزرگ . (از متن اللغة) (از معجم الوسیط) (از اقرب الموارد) (لسان العرب ) (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء).
در ساخت اطلاع جمله، بخشی که حاوی اطلاعاتی دربارۀ مبتداست
مسند
قضیه، روایت
اخبار، شایعه، گزارش
آگاهی، اطلاع، نبا ≠ مبتدا
۱. آگاهی، اطلاع، نبا
۲. اخبار، شایعه، گزارش
۳. قضیه، روایت
۴. مسند ≠ مبتدا
۵. نقل، حدیث، گفتار
۶. محمول
۷. دستنبشته،
۸. اتفاق، حادثه، رویداد، ماجرا
۹. نشان، اثر، رد
آگهی، تازه، پیام، رسیده، نوداد