Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : خاگینه

تلفظ بین المللی : /xˈɑɡinˌeː/ تلفظ :‌ [x'Agin,e:]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضادواژه نامه بختیاریکا
  • خاگینه گوشت دار
  • خاگینه نعنا
  • خایگینه
  • خاینَه
  • خاکینه
  • خواگینه
  • خاکینه بالا
  • خاکینه پایین
  • خرگینه کوی یکشکر
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضادواژه نامه بختیاریکا

لغت نامه دهخدا

خاگینه. [ ن َ / ن ِ ]( اِ مرکب ) نان خورش معروفی است. ( غیاث اللغات ). نان خورشی است که از تخم ماکیان می سازند. ( ناظم الاطباء ). خوراکی است ساخته از تخم مرغ که زرده و سفیده را بهم زده در روغن سرخ کنند و گاهی شکر یا قند هم ریزند. ( فرهنگ نظام ). خایه ریز که از بیضه مرغ راست کنند. ( آنندراج ) ( فرهنگ شعوری ج 1 ص 379 ). تخم ریز. عُجَّه. خبیص البیض : ور بگویم صفت قیمه و خاگینه گرم برود از دل هر مستمع...

فرهنگ عمید

خوراکی که از به هم زدن زرده و سفیدۀ تخم مرغ و سرخ کردن آن در روغن تهیه می شود.

فرهنگ معین

(نِ ) (اِمر. ) خوراک ساده ای که از مخلوط کردن زرده و سفیدة تخم مرغ و سرخ کردن آن در روغن درست می شود.

دانشنامه آزاد فارسی

(یا: اُملِت) در آشپزی ایرانی، نام عام شماری فراوان از غذاهای ساده که جزءِ اصلی آن ها تخم مرغ است. خاگینه در گذشته غذایی شیرین بود و بدین سبب مردمان مایل به فرنگی مآبی خوش دارند غذاهای تخم مرغی ناشیرین را اُملت بخوانند. معروف ترین انواع خاگینه، خاگینۀ گوجه فرنگی است، فراهم آمده از تخم مرغ، گوجه فرنگی، کره، و نمک و فلفل که البته هرکس به سلیقه پیاز یا سیر خام رنده شده یا فلفل دلمۀ خردشده و جز آن ها ب...

فرهنگ فارسی

خوراک تخم مرغ که رده وسفیده رابهم بزنندودرروغن، سرخ کنند، خایگینه هم گفته شده است
( اسم ) خوراکی که از هم زدن زرده و سفید. تخم مرغ و سرخ کردن آن در روغن تهیه کنند .

دانشنامه عمومی

خاگینه نوعی خوراک ایرانی است که به عنوان دسر نیز سرو می شود. خاگینه نعنا نیز شکل تغییریافته ای از این خوراک است که به ویژه بین مردم آذربایجان رواج دارد.ترکیب تخم مرغ با ترهٔ کوهی در مناطقی مثل (اشن) به عنوان غذا یا عصرانه رواج دارد.پرونده های رسانه ای مربوط به خاگینه در ویکی انباراصلی ترین ماده یا به عبارتی پایه تهیه خاگینه تخم مرغ و سبزی است، که خاگ یعنی همان تخم مرغ.و در جای جای ایران هر شهر و ر...

مترادف و متضاد

بیضه، تخم، مرغانه

omelet (اسم)
املت، خاگینه، کوکوی گوجه فرنگی

omelette (اسم)
املت، خاگینه، کوکوی گوجه فرنگی

واژه نامه بختیاریکا

هاگه ریز

کلمات مرتبط

  • خاگینه گوشت دار
  • خاگینه نعنا
  • خایگینه
  • خاینَه
  • خاکینه
  • خواگینه
  • خاکینه بالا
  • خاکینه پایین
  • خرگینه کوی یکشکر
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات