خاکبیز. ( نف مرکب ) شخصی را گویند که خاک کوچه ها و بازارها را بجهت نفع خود جاروب کند و ببیزد. ( برهان قاطع ). بیزنده خاک : دی طفلک خاک بیزغربال بدست میزد بدو دست روی خود را می خست.شیخ ابوسعید ( از آنندراج ).فلک خاک بیز است خاقانیاکه روزیت از این خاکدان می دهد.خاقانی.گر او با تو چون طشت شد آب ریزتو با او چو غربال شو خاکبیز.نظامی.من آن خاکبیزم بغربال رای که بستانم و باز بیزم بجای.نظامی ( از انجمن آر...
فرهنگ عمید
۱. کسی که خاک را برای یافتن چیزی با ارزش غربال کند: زر سوده را گر بود ریزریز / به سیماب جمع آورد خاک بیز (نظامی۶: ۱۰۸۶ ). ۲. [مجاز] = خاکسار
فرهنگ فارسی
( صفت ) ۱ - کسی که خاک کوچه و بازار را جاروب کند . ۲ - کسی که برای حصول بمقصود بکارهای سخت و پست اقدام کند . ۳ - باریک بین دقیق النظر .