معانی کلمه : خاوند
لغت نامه دهخدا
خاوند. [ وَ ] (اِخ ) رجوع به خواجه خاوند و خواجه خواند شود.
خاوند. [ وَ ] (اِ) صاحب بزرگ خانه . (برهان قاطع) (ناظم الاطباء) (فرهنگ ضیاء). || صاحب ملک . (فرهنگ ضیاء). || ولی نعمت . || مغرب . (ناظم الاطباء).
فرهنگ عمید
خداوند#NAME?
= خداوند
فرهنگ معین
(وَ ) (اِ. ) خداوند، صاحب .
فرهنگ فارسی
مخفف خداوند
( اسم ) خداوند صاحب .
( اسم ) خداوند صاحب .
مترادف و متضاد
۱. خداوند،
۲. صاحب، مالک
۳. ولینعمت
۴. خواجه
