معانی کلمه : خانگاه
لغت نامه دهخدا
خانگاه . (اِخ ) نام یکی از قلاع خمسه ٔ خوارزم است .
فرهنگ عمید
۱. خانه، سرا.
۲. = خانقاه
۲. = خانقاه
فرهنگ معین
(اِمر. ) نک خانقاه .
فرهنگ فارسی
خانه، سرا، خانقاه، محل درویشان
( اسم ) ۱ - خانه سرا . ۲ - محلی که درویشان و مرشدان در آن سکونت کنند و رسوم و آداب تصوف را اجرا نمایند
نام یکی از قلاع خمسه خوارزم است
( اسم ) ۱ - خانه سرا . ۲ - محلی که درویشان و مرشدان در آن سکونت کنند و رسوم و آداب تصوف را اجرا نمایند
نام یکی از قلاع خمسه خوارزم است
دانشنامه عمومی
نقل قول
خانگاه/خانقاه مکانی است که به طور ویژه برای گردآمدن صوفیان طراحی و ساخته می شود.
• «خانقاهی که به خرجش نکند دخل وفا/صرفهٔ وقت در آن است که میخانه شود.» -> مجذوب تبریزی
• «خانقاهی که به خرجش نکند دخل وفا/صرفهٔ وقت در آن است که میخانه شود.» -> مجذوب تبریزی
wikiquote: خانگاه
