خانه روشن کردن. [ ن َ / ن ِ رُو ش َ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) کنایه از آخر شدن. به انتهاء شدن. ( برهان قاطع ) ( ناظم الاطباء ). معمولاً این مصدر برای به انتهاء رسیدن عمر بکار میرود زیرا شعله شمع و چراغ که پس از آن خاموشی چراغ و شمع است شعله ای است نسبتاً قوی تر. بهتر نمودن حال محتضر و بی فاصله مردن. جان کندن : با اجاق شاه مردان هر که خصمی میکندخانه اش را روشنی از خانه روشن کردن است.واله هروی.آخر عمر اس...
فرهنگ فارسی
کنایه از آخر شدن به انتها رسیدن
اصطلاحات
معنی ضرب المثل -> خانه روشن کردن اشاره به محتضر و درحال مرگی که برای دقایقی حالت سلامت و هوشیاری در او ظاهر می شود.