معانی کلمه : خانم
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
۱. زن بزرگ زاده.
۲. برای احترام به نام زنان افزوده می شود.
۳. زن، دختر.
۴. همسر، زن.
۲. برای احترام به نام زنان افزوده می شود.
۳. زن، دختر.
۴. همسر، زن.
فرهنگ معین
(نُ ) [ تر. ] (اِ. ) ۱ - زن بزرگ زاده . ۲ - عنوانی که برای احترام ، پیش یا پس از نام زنان گفته می شود.
دانشنامه آزاد فارسی
فرهنگ فارسی
بانو، خاتون، زن بزرگزاده، کلمه احترام برای زنان
( اسم ) ۱ - زن بزرگزاده ونجیب خاتون. ۲ - عنوان احترام آمیز که باول و آخر نام زنان افزایند : خانم راضیه پروین خانم . ۳ - زوجه زن ( درین صورت باضافه آید ) : خانم مهندس آشوری . ۴ - فاحشه روسپی .
( اسم ) ۱ - زن بزرگزاده ونجیب خاتون. ۲ - عنوان احترام آمیز که باول و آخر نام زنان افزایند : خانم راضیه پروین خانم . ۳ - زوجه زن ( درین صورت باضافه آید ) : خانم مهندس آشوری . ۴ - فاحشه روسپی .
دانشنامه عمومی
گویش مازنی
نام اسب یا قاطر زیبا
خانم بانوی نجیب و شریف
/Khaanem/ نام اسب یا قاطر زیبا & خانم بانوی نجیب و شریف
فرهنگ اسم ها
اسم: خانم (دختر) (ترکی)
معنی: کلمه خطاب به زنان و دختران، زن بزرگ زاده و شریف، خاتون، به صورت پسوند و پیشوند همراه با بعضی نامها می آید و نام جدید می سازد مانند ماه خانم، خانم گل
معنی: کلمه خطاب به زنان و دختران، زن بزرگ زاده و شریف، خاتون، به صورت پسوند و پیشوند همراه با بعضی نامها می آید و نام جدید می سازد مانند ماه خانم، خانم گل
مترادف و متضاد
روسپی، هرجایی
زن، زوجه، همسر
بانو، بیبی، بیگم، خاتون، سیده، کدبانو، مادام، مخدره
۱. بانو، بیبی، بیگم، خاتون، سیده، کدبانو، مادام، مخدره
۲. زن، زوجه، همسر
۳. روسپی، هرجایی
فرهنگ فارسی ساره
بانو، دوشیزه
