معانی کلمه : خان خانی
لغت نامه دهخدا
خان خانی. ( حامص مرکب ) ملوک الطوایفی. رجوع به ملوک الطوایفی شود. || هرج و مرج.
فرهنگ عمید
ویژگی مملکتی که در هر قسمت آن خان یا امیری حکمرانی می کند، ملوکالطوایفی.
فرهنگ معین
[ تر - فا. ] (حامص . ) حکومتی با دولت مرکزی ضعیف ، که هر بخش از کشور برای خود امیری داشته باشد.
فرهنگ فارسی
حکومتی که در هر گوش. آن خان یا امیری حکمفرما باشد ملوک الطوایفی .
