معانی کلمه : خاموشی حسی
فرهنگ فارسی
ناتوانی در درک محرکهای حسی یک ناحیه از بدن، وقتی که دو ناحیه بهطور همزمان به شیوهای واحد تحریک میشوند
فرهنگستان زبان و ادب
{sensory extinction} [روان شناسی] ناتوانی در درک محرک های حسی یک ناحیه از بدن، وقتی که دو ناحیه به طور هم زمان به شیوه ای واحد تحریک می شوند
