خامة. [ م َ ] (ع اِ) رجوع به خامه شود.
خامه . [ م َ ] (ع ص ) ناموافق . منه : ارض ٌ خامة؛ زمین ناموافق باشندگان . (منتهی الارب ) (اقرب الموارد).
گل خام که آماده ی تبدیل و قرار گرفتن در کوره باشد
نخ نتابیده
توده، تل(ریگ)
ابریشمنتابیده، ابریشم خام
سرشیر، چربی شیر، قیماق، نمشک
۱. سرشیر، چربی شیر، قیماق، نمشک
۲. قلم، کلک
۳. نخ نتابیده
۴. ابریشمنتابیده، ابریشم خام
۵. توده، تل(ریگ)