معنی کلمه : خالیگری
لغت نامه دهخدا
خالیگری. [ گ َ ] ( حامص مرکب ) ضبط دیگر «خوالیگری » بمعنی «آشپزی » است :
یکی گفت ما رابه نیک اختری
بباید بر شه بخالیگری .ببازار خالیگری ساختن
شتالنگ با کعبتین باختن.رجوع به خوالیگری شود.
یکی گفت ما رابه نیک اختری
بباید بر شه بخالیگری .ببازار خالیگری ساختن
شتالنگ با کعبتین باختن.رجوع به خوالیگری شود.
