خالی ٔ. [ ل ِءْ ] (ع ص ) شتری که فروخوابد بی علتی یاحرونی کند و نگذارد جا را. یقال : ناقة خالی ٔ. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء).
خالی . (اِ) گلیم بزرگ و منقش و پرزدار که در این زمان قالی گویند. || دایی و خالو. || پوشاک . جامه . لباس . || کمان اَبرو. || لواو علم و رایت . || شعله . (ناظم الاطباء).
تکیه ای: xâli
طاری: xâli
طامه ای: xâli
طرقی: xâli
کشه ای: xâli
نطنزی: xâli
پوچ، پوک، تهی ≠ پر، سرشار
۱. پوچ، پوک، تهی ≠ پر، سرشار
۲. تخلیه
۳. آزاد، رها ≠ اشغال
۴. بیسکنه
۵. بلاتصدی، بلامتصدی
۶. بری، عاری، فارغ
۷. صرف، محض
۸. خلوت، خلوتگاه ≠ شلوغ
تهی، ونگ