خاطرنشان. [طِ ن ِ ] ( ن مف مرکب ) مرکوز ذهن. مرکوز خاطر. خاطرنشین. صاحب فرهنگ آنندراج آرد: «خیرالمدققین » گوید: درروزمره «نشان » بمعنی «نشانده شده » مستعمل میشود چنانکه بگویی : «فتنه نشان ». پس اگر گفته شود مثلاً این عبارت که : اگر چه بدیده بصیرت این منظور شده «خاطرنشان » ارباب معنی شده است این جا بمعنی نشاننده مناسب نمی نماید بلکه بمعنی «خاطرنشین » مستعمل گردیده. اگر «نشان » بمعنی علامت و رقم ارا...