کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه خاطرداشت | کلماتور
معانی کلمه : خاطرداشت
تلفظ بین المللی :
/xˈɑterdˌɑʃt/
تلفظ :
[x'AteRd,ASt]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
انه فرانک به خاطر داشت
خاطرات گذشته
خوارداشت
تفکرات و خاطرات
دارای خاطرات بد
دفتر خاطرات روزانه
خاطرات جنگ
نویسندهء دفتر خاطرات روزانه
خاطرآشفته
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
لغت نامه دهخدا
خاطرداشت. [ طِ ] ( مص مرکب مرخم ، اِمص مرکب ) مراعات. جانبداری. طرفداری. علاقه. میل : بنا بر خاطرداشت گذاشته لشکریان هر بی اعتدالی که می کردند متعرض نمیشد. ( تاریخ گلستانه ).
فرهنگ عمید
۱. جانب داری، طرف داری.
۲. مراعات.
فرهنگ فارسی
مراعات جانبداری
مترادف و متضاد
۱. مراعات، التفات، عنایت،
۲. طرفداری، جانبداری
۳. میل، علاقه
کلمات مرتبط
انه فرانک به خاطر داشت
خاطرات گذشته
خوارداشت
تفکرات و خاطرات
دارای خاطرات بد
دفتر خاطرات روزانه
خاطرات جنگ
نویسندهء دفتر خاطرات روزانه
خاطرآشفته
نظرات