خاشه. [ ش َ / ش ِ ] ( اِ ) خس و خاشاک و ریزهای چوب و سرگین و امثال آن را گویند که بهم آمیخته باشد. ( برهان قاطع ) ( آنندراج ). خاشاک. ( شرفنامه منیری ) ( غیاث اللغة ) ( صحاح الفرس ) ( فرهنگ جهانگیری ) ( فرهنگ اوبهی ) ( فرهنگ شعوری ج 1 ص 378 ) : نه گویا زبان و نه جویا خردز هر خاشه ای خویشتن پرورد.فردوسی.گفت بدانکه دنیا و آخرت خاشه این راه است. ( اسرارالتوحید ص 168 ).در این جهان که سرای غم است و تاس...
فرهنگ عمید
خاشاک#NAME?
= خاشاک
فرهنگ معین
(ش ِ ) (اِ. ) نک خاشاک .
فرهنگ فارسی
( اسم ) ۱ - ریز. چوب و علف ریز. دم مقراض و امثال آن .
براده یا نوارهای فلزی باریکی که در آسمان رها میشود و در رادار دشمن اختلال ایجاد میکند و او را ازنظر هدفیابی فریب میدهد
دانشنامه عمومی
خاشه به براده یا نوارهای فلزی باریکی گفته می شود که در آسمان رها شود و در رادار دشمن اختلال ایجاد کند.خاشه معمولاً قطعات باریکی از آلومینیوم یا الیاف شیشه ای فلزدار است که به صورت ابری کوچک در آسمان رها می شود تا دشمن را از نظر هدف یابی فریب دهد.wiki: خاشه...
گویش مازنی
۱خودی ۲مال خود
/Khaashe/ خودی - مال خود
فرهنگستان زبان و ادب
{chaff} [علوم نظامی] براده یا نوارهای فلزی باریکی که در آسمان رها می شود و در رادار دشمن اختلال ایجاد می کند و او را ازنظر هدف یابی فریب می دهد