خاش . (اِ) نام گیاهی است که در شیرکوه منزول نام دهند. قطیم . عودالخیر . (معجم انجلیزی عربی فی العلوم الطبیة و الطبیعیة چ محمد شرف ).
خاش . (ع اِ) قماش خانه و متاع روی آن . || خش ّ است که بمعنی پیادگان باشد. (منتهی الارب ). || (ص ) در حالت رفع و جر بدون الف و لام از خشی بمعنی ترسیدن .
خاشاک#NAME?
عاشق شوریده؛ شیدا.
۱. مادرزن.
۲. مادرشوهر.
(اِ.) عاشق شوریده .
(اِ.) ریزة چوب و علف .
(اِ.) = خش . خشو. خوشه : مادرزن ، مادر شوهر.
مقدار اکسیژنی که باید برای اُکسایش آلودگیهای موجود در فاضلاب مصرف شود متـ . خواست اکسیژن شیمیایی
بوسه
لاغر و مردنی
۱استخوان – تکه ای استخوان ۲خوب