معانی کلمه : خارج النسب
لغت نامه دهخدا
خارج النسب. [ رِ جُن ْ ن َ س َ ] ( ع ص مرکب ) کسی که نسب خود را از عشیره خود خارج داند چون سیدی که خود را سید نداند. مقابل داخل النسب و دخیل.
فرهنگ فارسی
کسی که نسب خود را از عشیره خود خارج داند چون سیدی که خود را سید نداند مقابل داخل النسب و دخیل .
