Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : خارج النسب

تلفظ بین المللی : /xˈɑredʒ alnˈasb/ تلفظ :‌ [x'ARedZ aln'asb]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • خارج الملکتی
  • خارج البلد
  • خارج المملکتی
  • ممتاز خارق العاده
  • خارق العاده
  • کتاب الخراج
  • خارجه المدنی
  • خراج الرأس
  • خراج المقاسمه
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

خارج النسب. [ رِ جُن ْ ن َ س َ ] ( ع ص مرکب ) کسی که نسب خود را از عشیره خود خارج داند چون سیدی که خود را سید نداند. مقابل داخل النسب و دخیل.

فرهنگ فارسی

کسی که نسب خود را از عشیره خود خارج داند چون سیدی که خود را سید نداند مقابل داخل النسب و دخیل .

کلمات مرتبط

  • خارج الملکتی
  • خارج البلد
  • خارج المملکتی
  • ممتاز خارق العاده
  • خارق العاده
  • کتاب الخراج
  • خارجه المدنی
  • خراج الرأس
  • خراج المقاسمه
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات