Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ حیدرکلیج

تلفظ بین المللی : /hidrˈaklidʒ/ تلفظ :‌ [hidR'aklidZ]
لغت نامه دهخدا
  • حیدر کلیج
  • حیدرعلی
  • حیدرعلی بن محمد اسماعیل نقاشباشی
  • حیدرعلی خان
  • سردار کابلی حیدرقلی
  • حیدرعلی کمالی
  • فایض اردبیلی حیدرعلی
  • قلمداران حیدرعلی
  • کمالی اصفهانی حیدرعلی
لغت نامه دهخدا

لغت نامه دهخدا

حیدرکلیج . [ ح َ دَ ؟ ] (اِخ ) کلوچه ای . مجمع الخواص نام او و ابیاتی از وی را آورده است . و نیز از اوست :
دلا مجنون صفت خود را خلاص از قید عالم کن
ره صحرای محنت گیر و رو در وادی غم کن .
درد و غمت که بهر دل ریش مرهمند
یاران همنشین و رفیقان همدمند.
رجوع به مجالس النفایس ص 152 شود.


کلمات مرتبط

  • حیدر کلیج
  • حیدرعلی
  • حیدرعلی بن محمد اسماعیل نقاشباشی
  • حیدرعلی خان
  • سردار کابلی حیدرقلی
  • حیدرعلی کمالی
  • فایض اردبیلی حیدرعلی
  • قلمداران حیدرعلی
  • کمالی اصفهانی حیدرعلی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات