حیاء. [ ح َ ] ( ع اِ ) توبه. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ). || شرم. ( منتهی الارب ). || حشمت. ( از اقرب الموارد ). جرجانی گوید: گرفتگی نفس است از چیزی و ترک آن چیز از ترس سرزنش. ( اقرب الموارد ). و آن بردو نوع است نفسانی و ایمانی. و حیاء نفسانی شرمی است که خداوند آنرا در همه نفوس آورده است مانند شرم از کشف عورت و جماع بین مردم. و حیاء ایمانی شرمی است که مؤمن را از ارتکاب معاصی از ترس خدا بازمی...
فرهنگ معین
(حَ ) [ ع . ] (اِمص . ) شرمساری ، خجلت . ،~ را خوردن و آبرو را قی کردن کنایه از: بسیار گستاخ و وقیح و بی حیا بودن .
دانشنامه آزاد فارسی
حَیاءدر طبقه بندی فضایل اخلاقی، نخستین فضیلت از فضیلت های دوازده گانۀ عفّت. مراد آن است که چون انسان بنگرد که انجام دادن کردارهای زشت و ناروا موجب نکوهش او می شود، از آن کردارها دست می کشد. علمای علم اخلاق حیا را دو گونه دانسته اند: الف: نفسانی، حیایی است که خداوند در سرشت انسان نهاده است، مثل شرمساری از عریان شدن در جمع؛ ب: ایمانی، خویی است که از ایمان به بار می آید و مؤمن را از پرداختن به کرداره...
دانشنامه اسلامی
[ویکی فقه] حَیاء، یکی از صفات پسندیده نفسانی است که در شرع مقدس بر آن تاکید شده که مقابل آن صفت رذیله بی شرمی قرار دارد؛از حیا در بابهای طهارت ، زکات ، حج و جهاد سخن گفتهاند.حیا عبارت است از حالت و خویی نفسانی در انسان که مانع ارتکاب اعمال زشت میشود. مقابل آن، بی شرمی قرار دارد.معنای لغوی حیاءحیاء از ریشه «ح ی و» یا «ح ی ی»، به معنای شرم داشتن و آزَرم و منظور از آن خودداری از انجام دادن کارهای ز...