معانی کلمه : حکیم الهی
لغت نامه دهخدا
حکیم الهی . [ ح َ م ِ اِ لا ] (ترکیب وصفی ، اِ مرکب ) متکلم . کلامی . آنکه قسمت ماوراءالطبیعه را داند.متأله . || که از عالم غیب و از حکمت کامله ٔ خدائی بهره مند است .
فرهنگ فارسی
میرزا شمس الدین حکیم الهی ثانی پسر مرحوم میرزا محمد جعفر حکیم الهی لواسانی
مترادف و متضاد
theologian (اسم)
خدا شناس، متخصص الهیات، حکیم الهی
