معانی کلمه : حکایت گفتن
لغت نامه دهخدا
حکایت گفتن.[ ح ِ ی َ گ ُ ت َ ] ( مص مرکب ) حکایت کردن :
کمال حسن وجودت بوصف راست نیاید
مگر هم آینه گوید چنانکه هست حکایت.حکایت بر مزاج مستمع گوی.
کمال حسن وجودت بوصف راست نیاید
مگر هم آینه گوید چنانکه هست حکایت.حکایت بر مزاج مستمع گوی.
فرهنگ فارسی
حکایت کردن
مترادف و متضاد
fable (فعل)
حکایت گفتن
