کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی کلمه : حویگان
تلفظ بین المللی :
/huːjɡˈɑn/
تلفظ :
[hu:jg'An]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
کلمات مرتبط
حویان
حویلان
حوییان
حریصانه
حریصانه خوردن
حریصانه قورت دادن
حریصانه چیزی خوردن
حریفانه
حقیرانه
لغت نامه دهخدا
لغت نامه دهخدا
حویگان. [ ح ُ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان گل فریز بخش خوسف شهرستان بیرجند. از قنات مشروب میشود. محصولاتش غلات. اهالی به کشاورزی گذران میکنند. راه آن مالرو است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 9 ).
کلمات مرتبط
حویان
حویلان
حوییان
حریصانه
حریصانه خوردن
حریصانه قورت دادن
حریصانه چیزی خوردن
حریفانه
حقیرانه
نظرات