Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : حوزه

تلفظ بین المللی : /hˈoːzeː/ تلفظ :‌ [h'o:ze:]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضادفرهنگ فارسی سارهواژه نامه بختیاریکافرهنگستان زبان و ادب
  • حوزه ء قضایی
  • حوزه انتخاباتی
  • حوزه انتخابیه
  • حوزه تحت نظر خلیفهء اعظم
  • حوزه حکومت شاهزاده
  • حوزه رودخانه
  • حوزه صلاحیت دادگاه
  • حوزه قضایی یک قاضی
  • حوزه رفاه مشترک
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضادفرهنگ فارسی سارهواژه نامه بختیاریکافرهنگستان زبان و ادب

لغت نامه دهخدا

( حوزة ) حوزة. [ ح َ زَ ] ( ع اِ ) ناحیه. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ).ناحیت. ( مهذب الاسماء ). || مرکز. مجتمع.- حوزةالملک ؛ دارالملک. پای تخت. بیضه ملک. دارالسلطنه. عاصمه. کرسی. قصبة. ( یادداشت مرحوم دهخدا ).- حوزه انتخابات .- حوزه درس .- حوزه قضائی .|| میانه ملک. || انگوری است. ( منتهی الارب ). || فرج زن. || طبیعت. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد )....

فرهنگ عمید

۱. ناحیه؛ محدوده؛ قلمرو.
۲. = حوزۀ علمیه
⟨حوزۀ علمیه: محل آموزش علوم اسلامی: حوزۀ علمیهٴ قم.

۱. ناحیه، محدوده، قلمرو.
۲. = حوزۀ علمیه
* حوزۀ علمیه: محل آموزش علوم اسلامی: حوزۀ علمیهٴ قم.

فرهنگ معین

(حُ زِ ) [ ع . حوزة ] (اِ. ) ۱ - ناحیه . ۲ - جانب ، طرف . ۳ - میان مملکت . ، ~علمیه مرکز تحصیل علوم دینی .

دانشنامه آزاد فارسی

حوزه (رایانه). حوزه (رایانه)(domain)۱. در طراحی و مدیریت پایگاه های داده ای، به مجموعه ای از اعداد اطلاق می شود که برای یک خصلت ویژه، معتبر باشند. مثلاً، حوزه ای که برای خصلت AREA-CODE در نظر گرفته شده است، می تواند فهرستی از کلیه کدهای منطقه ای تلفنی سه رقمی باشد که در امریکا معتبرند. ۲. در سیستم عامل Windows NT Advanced Server به مجموعه ای از رایانه ها گفته می شود که از یک پایگاه داده ای با حو...

فرهنگ فارسی

ناحیه، طرف، میان مملکت، طبیعت
( اسم ) ۱ - ناحیه . یا حوز. علمیه . مرکز تحصیل علوم دینی : حوز. علمی. قم . ۲ - جانب طرف . ۳ - وسط مملکت میان کشور . ۴ - طبیعت .

دانشنامه عمومی

جایی که طلاب در آن درس میخوانند

حوزه (زیست شناسی). در آرایه شناسی زیستی، حوزه دامنه یا بالافرمانرو بالاترین طبقه آرایه شناختی جانداران است، که بالاتر از فرمانرو قرار گرفته است.طبق سامانه سه دامنه ای که در سال ۱۹۹۰ توسط کارل ووز پیشنهاد گردید، درخت فیلوژنتیک به طور کلی از سه دامنه تشکیل شده است: باستانیان، باکتری ها و یوکاریوت ها.سامانه دوسلسله ای: یوکاریوت و پروکاریوت.سامانه شش فرمانرویی: ...

مترادف و متضاد

صفت

مرکز، مقر

اداره، دایره

جانب، سمت، سو، طرف

مدرسه، مدرسه‌علمیه، مکتب

اقلیم، حیطه، قلمرو، ناحیه

۱. اقلیم، حیطه، قلمرو، ناحیه
۲. اداره، دایره
۳. مرکز، مقر
۴. جانب، سمت، سو، طرف
۵. مدرسه، مدرسهعلمیه، مکتب

extent (اسم)حد، مد، حوزه، وسعت، مقدار، اندازهrange (اسم)دسترسی، حوزه، حدود، محدوده، رسایی، چشم رس، تیر رس، برد، خط مبنا، منحنی مبن...

فرهنگ فارسی ساره

برخ، پهنه، دامنه، زمینه، بخش، گستره

واژه نامه بختیاریکا

بارت؛ حَوتِه؛ چار حد ( چهار حد )

فرهنگستان زبان و ادب

{domain} [زیست شناسی] بالاترین رتبۀ رسمی در رده بندی موجودات زنده
{module} [زبان شناسی] در دستور زایشی، هریک از بخش های مستقل و خودمختار ذهن یا زبان

کلمات مرتبط

  • حوزه ء قضایی
  • حوزه انتخاباتی
  • حوزه انتخابیه
  • حوزه تحت نظر خلیفهء اعظم
  • حوزه حکومت شاهزاده
  • حوزه رودخانه
  • حوزه صلاحیت دادگاه
  • حوزه قضایی یک قاضی
  • حوزه رفاه مشترک
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات