معانی کلمه : حوریه
لغت نامه دهخدا
حوریة. [ ری ی َ ] (ع ص ) زن سپیدپوست و نرم . (اقرب الموارد). رجوع به حور و حوراء شود.
فرهنگ فارسی
فرقه از متصوفه گروهی از متصوفه مبطله باشند .
دانشنامه عمومی
فرشتۀ بهشتی.
فرهنگ اسم ها
(تلفظ: huriye) (عربی) زن سفید پوست و زیبا روی .
اسم: حوریه (دختر) (عربی) (مذهبی و قرآنی) (تلفظ: huriye) (فارسی: حوريه) (انگلیسی: huriye)
معنی: زن زیبا و سپید اندام، حور، زن سفید پوست و زیباروی، زن بهشتی زیبا
معنی: زن زیبا و سپید اندام، حور، زن سفید پوست و زیباروی، زن بهشتی زیبا
