Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : حواله کردن

تلفظ بین المللی : /havˈɑleː kˈardan/ تلفظ :‌ [hav'Ale: k'aRdan]
فرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش مازنیمترادف و متضاد
  • بیش از اعتبار حواله کردن
  • حوصله کردن
  • حواله کرد
  • با حوصله کار کردن
  • یه حاله کردن
  • از حالت تغلیظ خارج کردن
  • از حالت زوجی خارج کردن
  • بی حال کردن
  • حالت خفقان پیدا کردن
فرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش مازنیمترادف و متضاد

فرهنگ فارسی

( مصدر ) حواله دادن .

دانشنامه عمومی

پرتاب کردن

گویش مازنی

پرتاب کردن

مترادف و متضاد

پرتاب کردن

پاس دادن، فرستادن

حواله‌دادن، برات کردن

واگذاشتن، واگذار کردن، سپردن

۱. حوالهدادن، برات کردن
۲. واگذاشتن، واگذار کردن، سپردن
۳. پاس دادن، فرستادن
۴. پرتاب کردن


کلمات مرتبط

  • بیش از اعتبار حواله کردن
  • حوصله کردن
  • حواله کرد
  • با حوصله کار کردن
  • یه حاله کردن
  • از حالت تغلیظ خارج کردن
  • از حالت زوجی خارج کردن
  • بی حال کردن
  • حالت خفقان پیدا کردن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات