معانی کلمه : حنجره فلجی
فرهنگ فارسی
فلج یکی از ماهیچههای حنجره عموماً براثر آسیبدیدگی عصب واج یا عصب بازگشتی حنجره (recurrent laryngeal nerve)
فرهنگستان زبان و ادب
{laryngoplegia,laryngoparalysis,laryngeal paralysis} [علوم پایۀ پزشکی] فلج یکی از ماهیچه های حنجره عموماً براثر آسیب دیدگی عصب واج یا عصب بازگشتی حنجره (recurrent laryngeal nerve )
