حمئة. [ ح َ م ِ ءَ ] (ع ص ) جای گل آلود و تیره . (از اقرب الموارد). حتی اذا بلغ مغرب الشمس وجدها تغرب فی عین حمئة.(قرآن از اقرب الموارد).و عین حامیه نیز خوانده شده است . (اقرب الموارد).
( حمئة ) حمئة. [ ح َ م ِ ءَ ] ( ع ص ) جای گل آلود و تیره. ( از اقرب الموارد ). حتی اذا بلغ مغرب الشمس وجدها تغرب فی عین حمئة.( قرآن از اقرب الموارد ).و عین حامیه نیز خوانده...
فرهنگ معین
(حَ مْ یَ ) [ ع . حَمیة ] (مص م . ) ۱ - پرهیز دادن . ۲ - آن چه که نگه داشته شود.
فرهنگ فارسی
رشک و ننگ
جای گل آلود و تیره
دانشنامه اسلامی
[ویکی الکتاب] معنی حَمِیَّةَ: حمیّت (نیروی غضب وقتی فوران کند و شدت یابد)ریشه کلمه: حمی (۶ بار)به حالت «تب»، «حُمّی» از مادّه «حَمّ» (بر وزن کبری) گفته می شود.خودداری. امتناع غیرت. در مجمع گوید: چون کسی اهل غضب و امتناع باشد گویند: حمیّت ناپسند دارد. بنا بر این حمیّت از خشم سرچشمه میگیرد. در اقرب آن را از حمایت گرفته و گوید: به معنی امتناع است که سبب حمایت و طرفداری است در نهایه امتناع و غیرت گفت...