حمیدالدین دهستانی. [ ح َ دُدْ دی ن ِ دِ هََ ] ( اِخ ) تاج الشعراء که طبعی داشت چون آب و آتش و شعری چون بوستان جنان خوش. از بزرگی شنیدم که از او نقل کرده میگوید:بزرگوارا آنی که بی عنایت توز اهل فضل و هنر کس بنام و نان نرسدبه پیش رأی رفیع تو بر زمین کس راحدیث رفعت خورشید آسمان نرسدبنزد طبع گهربار و کف زربخشت زمانه را سخن بحر و لاف کان نرسدبدان خدای که بی حکمت و ارادت اوبدی و نیکی هرگز به انس و جان ...