معانی کلمه : حماه
لغت نامه دهخدا
حماة. [ ح ُ ] (ع ص ، اِ) ج ِ حامی ،نگاهدارنده و نگاهبانی کننده . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (اقرب الموارد). رجوع به حمات و حامی شود.
فرهنگ معین
( حمأه ) (حَ ) [ ع . حمأة ] (اِ. ) گل سیاه ، لجن .
دانشنامه آزاد فارسی
حمام وکیل (شیراز)
رجوع شود به:وکیل، مجموعه بنا
رجوع شود به:وکیل، مجموعه بنا
wikijoo: حماه
فرهنگ فارسی
شهریست در مغرب سوریه که در زمان سلوکیان اپیفانی نامیده میشد . در ۶۳۹ م. مسلمانان آنرا فتح کردند و صلیبیون در ۱۱٠۸ م . آنرا متصرف شدند و بار دیگر در ۱۱۱۵ م . بدست مسلمین افتاد .
گل سیاه بد بوی
گل سیاه بد بوی
دانشنامه عمومی
حماه (بخش). بخش مرکزی حماه (به عربی: ناحیة مرکز حماة) یک بخش در سوریه است که در استان حما واقع شده است.
فهرست شهرهای سوریه
حماه ۴۶۷٬۲۵۴ نفر جمعیت دارد.
فهرست شهرهای سوریه
حماه ۴۶۷٬۲۵۴ نفر جمعیت دارد.
wiki: حماه (بخش)
