حمامت. [ ح َ م َ ] ( ع ص ، اِ ) رجوع به حمامة شود.حمامة. [ ح َ م َ] ( ع ص ، اِ ) یکی حمام. و آن کبوتر و هر مرغ طوق دار است و مذکر و مؤنث در حمامه یکسان است مانند حیة. رجوع به حمام شود. || میانه سینه. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). || زن جمیله. ( منتهی الارب ). زن قشنگ و زیبا. ( از اقرب الموارد ). || ...