حمارقبان. [ ح ِ ق َب ْ با ] ( ع اِ مرکب ) جنبنده کوچکی است. ( اقرب الموارد ). کرمی است که پاهای بسیار دارد و بفارسی خرک گویند. ( منتهی الارب ). ج ، حُمُرقبان. نوعی از ملخ گیاهی است. ( صراح ). خرک خاکی.( بحر الجواهر ). پاشنه گز. ( خواص الحیوان ). پاشنه گزک.حمارالبیت. حمارالارض. هدبة. ( ابن البیطار ). در معنی این کلمه لغویین عرب را اختلافاتی باشد ولی چون آن رایا نوعی از آن را ابوشحم گویند و از طرفی ...