معانی کلمه : حلویات
لغت نامه دهخدا
حلویات. [ ح َ ل َ وی یا ] ( اِ ) در تداول فارسی ، شیرینی ها :
گز راز جمله حلویات از چه رو
چشم تمام مجلسیان بر شکست اوست.
گز راز جمله حلویات از چه رو
چشم تمام مجلسیان بر شکست اوست.
فرهنگ فارسی
در تداول فارسی شیرینیها
مترادف و متضاد
sweetmeat (اسم)
شیرینی، شیرینی جات، حلویات، غذای شیرین
sweets (اسم)
حلویات
