حلم . [ ح َ ل ِ ](ع ص ) بعیر حلم ؛ شتر بسیار کنه دار. (منتهی الارب ).
حلم . [ ح ُ ل ُ ] (ع اِ) خواب که دیده شود. || جماع در خواب . (منتهی الارب ). || (مص ) بالغ گردیدن . (ناظم الاطباء).
آنچه در خواب میبینند؛ رؤیا؛ خواب.
۱. بردبار شدن.
۲. بردباری کردن؛ بردباری؛ شکیبایی؛ صبر.
(حُ) [ ع . ] (اِ.) آن چه در خواب بینند.
(حِ) [ ع . ] 1 - (مص ل .) بردباری کردن . 2 - (اِمص .) بردباری .
خواب، رویا
بردباری، حوصله، شکیب، شکیبایی، صبر، صبوری ≠ تندی، ناشکیبایی
۱. بردباری، حوصله، شکیب، شکیبایی، صبر، صبوری ≠ تندی، ناشکیبایی
۲. عقل