کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معانی کلمه : حلقه زنان
تلفظ بین المللی :
/hˈalq1eː zanˈɑn/
تلفظ :
[h'alq1e: zan'An]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
حلقه زنان منتقد فیلم
حلقه زنانه
حلقه
حلقه ء گلبرگ
حلقه اتصالی
حلقه ای
حلقه ای بریدن
حلقه توری بافی
حلقه حلقه شدن
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
حلقه زنان. [ ح َ ق َ / ق ِ زَ ] ( نف مرکب ، ق مرکب ) حلقه زننده. در حال حلقه زدن :
او بتحیر چو غریبان راه
حلقه زنان بر در آن بارگاه.
نظامی.
فرهنگ فارسی
حلقه زننده
کلمات مرتبط
حلقه زنان منتقد فیلم
حلقه زنانه
حلقه
حلقه ء گلبرگ
حلقه اتصالی
حلقه ای
حلقه ای بریدن
حلقه توری بافی
حلقه حلقه شدن
نظرات