معانی کلمه : حلبی
لغت نامه دهخدا
حلبی . [ ح ُل ْ ل َ بی ی ] (ع ص ) سقاء حلبی ؛ مشک دباغت یافته بگیاه حلب و آنرا سقاء محلوب نیز گویند. (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). رجوع به حُلّب شود.
فرهنگ عمید
۱. ورقۀ نازک فلزی که از ترکیب روی و آهن ساخته می شود.
۲. [مجاز] = حلب
۳. [قدیمی] تهیه شده در حلب.
۲. [مجاز] = حلب
۳. [قدیمی] تهیه شده در حلب.
فرهنگ معین
(حَ لَ ) [ ع - فا. ] (ص نسب . ) ۱ - منسوب به حلب . ۲ - ورقة آهنی که روی آن را با قلع اندود کنند تا در مقابل رطوبت محفوظ ماند.
دانشنامه آزاد فارسی
فرهنگ فارسی
منسوب به حلب، ازترکیب روی و آهن ساخته میشود
۱ - منسوب به حلب : الف - ساخته در شهر حلب. ۲ - از مردم حلب. ۳- ورق. آهنی که روی آنرا با قلع اندود کنند تا در مقابل رطوبت محفوظ بماند حلب .
علی بن ابراهیم بن احمد بن علی بن عمر ملقب به نورالدین بن برهان الدین قاهری شافعی صاحب شیره نبویه از دانشمندان و مشایخ بزرگ بود
۱ - منسوب به حلب : الف - ساخته در شهر حلب. ۲ - از مردم حلب. ۳- ورق. آهنی که روی آنرا با قلع اندود کنند تا در مقابل رطوبت محفوظ بماند حلب .
علی بن ابراهیم بن احمد بن علی بن عمر ملقب به نورالدین بن برهان الدین قاهری شافعی صاحب شیره نبویه از دانشمندان و مشایخ بزرگ بود
دانشنامه عمومی
مترادف و متضاد
tin (اسم)
روی، حلب، قوطی، حلبی، قلع
can (اسم)
قوطی، حلبی، قوطی کنسرو
tinfoil (اسم)
حلبی، ورقه نازک قلعی، ورق قلع، ورق حلب
