Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ حلاقه

تلفظ بین المللی : /halˈɑq1eː/ تلفظ :‌ [hal'Aq1e:]
لغت نامه دهخدا
  • سحابی حلقه
  • سامانۀ پادکنش فروسرخ حلقه بسته
  • سنگ چین حلقه ای
  • عرق الحلاوه
  • علامت تعویض حلقه
  • قاسم حلاق
  • قاسمی حلاق
  • گره حلقه ساز
  • گره حلقه متحرک
لغت نامه دهخدا

لغت نامه دهخدا

حلاقة. [ ح ُ ق َ ] (ع اِ) حلاقةالمعزی ؛ موهای سترده از بز و مانند آن . (از منتهی الارب ) (آنندراج ).

( حلاقة ) حلاقة. [ ح ُ ق َ ] ( ع اِ ) حلاقةالمعزی ؛ موهای سترده از بز و مانند آن. ( از منتهی الارب ) ( آنندراج ).

کلمات مرتبط

  • سحابی حلقه
  • سامانۀ پادکنش فروسرخ حلقه بسته
  • سنگ چین حلقه ای
  • عرق الحلاوه
  • علامت تعویض حلقه
  • قاسم حلاق
  • قاسمی حلاق
  • گره حلقه ساز
  • گره حلقه متحرک
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات