Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : حلاجی کردن

تلفظ بین المللی : /halˈɑdʒi kˈardan/ تلفظ :‌ [hal'AdZi k'aRdan]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیمترادف و متضاد
  • حالی کردن
  • حالی به حالی شدن یا کردن
  • حاجت روا کردن
  • حاجی کرد
  • حلاجی
  • پنبه حلاجی شده
  • کمان حلاجی
  • چک حلاجی
  • عباس اباد حاجی
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیمترادف و متضاد

لغت نامه دهخدا

حلاجی کردن. [ ح َل ْ لا ک َ دَ ] ( مص مرکب ) پنبه را از پنبه دانه جدا کردن و پاک کردن. فلخیدن. واخیدن. || کنایه از حرفهای درشت گفتن ، خواه بکنایه خواه صریح. ( آنندراج ) ( غیاث ). || موشکافی و دقت کردن. ( آنندراج ).- حلاجی کردن امری ؛ روشن و هویدا کردن آن امر را. تشریح کردن. زیر و رو کردن مطلب : کاش حلاجی کند او را کسی خواجه ما هم کم از منصور نیست.عبدالغنی ( از آنندراج )....

فرهنگ فارسی

پنبه را از پنبه دانه جدا کردن موشکافی و دقت کردن

مترادف و متضاد

مضمون‌شکافی کردن، تشریح کردن

بررسی همه جانبه کردن، تدقیق کردن

۱. بررسی همه جانبه کردن، تدقیق کردن
۲. مضمونشکافی کردن، تشریح کردن


کلمات مرتبط

  • حالی کردن
  • حالی به حالی شدن یا کردن
  • حاجت روا کردن
  • حاجی کرد
  • حلاجی
  • پنبه حلاجی شده
  • کمان حلاجی
  • چک حلاجی
  • عباس اباد حاجی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات