معانی کلمه : حلاجی کردن
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
پنبه را از پنبه دانه جدا کردن موشکافی و دقت کردن
مترادف و متضاد
مضمونشکافی کردن، تشریح کردن
بررسی همه جانبه کردن، تدقیق کردن
۱. بررسی همه جانبه کردن، تدقیق کردن
۲. مضمونشکافی کردن، تشریح کردن

مضمونشکافی کردن، تشریح کردن
بررسی همه جانبه کردن، تدقیق کردن
۱. بررسی همه جانبه کردن، تدقیق کردن
۲. مضمونشکافی کردن، تشریح کردن