معانی کلمه : حقانیت
لغت نامه دهخدا
حقانیت. [ح َق ْ قا نی ی َ ] ( ع مص جعلی ، اِمص ) چگونگی حقانی.
فرهنگ عمید
۱. حق داشتن.
۲. راستی و درستی.
۲. راستی و درستی.
فرهنگ معین
(حَ قّ یَّ ) [ ع . حقانیة ] (مص جع . ) ۱ - حق داشتن ، حق بودن . ۲ - درستی و راستی .
فرهنگ فارسی
سزاوار
( مصدر ) ۱ - حق داشتن حق بودن . ۲ - درستی و راستی .
مترادف و متضاد
واقعیت
درستی، راستی
مشروعیت ≠ بزرگی، عزت
۱. مشروعیت
۲. واقعیت
۳. درستی، راستی ≠ بزرگی، عزت
