کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معانی کلمه : حق الورک
تلفظ بین المللی :
/hˈaq1 ˈaːlvarˌak/
تلفظ :
[h'aq1 'a:lvaR,ak]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
حق الاختراع
حق الامتیازی
حق الضرب
حق العمل کار
حق الورود
حق السعی
حق الهی پادشاهان
حق البوق
حق التألیف
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
حق الورک. [ ح ُق ْ قُل ْ وَ رَ ] ( ع اِ مرکب ) مغاکی که سر استخوان ران در آن است. حق الفخذ. حق الحاوی.
فرهنگ فارسی
مغاکی که سر استخوان ران در آن است
کلمات مرتبط
حق الاختراع
حق الامتیازی
حق الضرب
حق العمل کار
حق الورود
حق السعی
حق الهی پادشاهان
حق البوق
حق التألیف
نظرات