حفر. [ ح َف َ ] (اِخ ) نام دیگر گلخنگان است . (از فارسنامه ).
حفر. [ ح ُ ف َ ] (ع اِ) ج ِ حفرة. (از اقرب الموارد) : در حدیث آمده : القبر روضة من ریاض الجنة او حفرة من حفرالنیران .
کاوش
کاوش
کاوش کردن، کاویدن
حفاری، کندن، گود کردن
۱. حفاری، کندن، گود کردن
۲. کاوش کردن، کاویدن
۳. کاوش