معانی کلمه : حفاوت
لغت نامه دهخدا
حفاوت . [ ح ِ وَ ](ع مص ) حفایت . (منتهی الارب ). رجوع بدان کلمه شود.
فرهنگ عمید
۱. مهربانی کردن.
۲. احوالپرسی و نوازش کردن.
۳. مبالغه در اکرام و گرامی داشتن کسی.
۲. احوالپرسی و نوازش کردن.
۳. مبالغه در اکرام و گرامی داشتن کسی.
فرهنگ معین
(حَ وَ ) [ ع . حفاوة ] (مص ل . ) مهربانی کردن ، احوالپرسی .
فرهنگ فارسی
مهربانی کردن، احوال پرسی ونوازش کردن
۱ - ( مصدر ) مهربانی کردن احوالپرسی کردن نوازش کردن . ۲ - گرامی داشتن . ۳ - ( اسم ) مهربانی دلسوزی .
حفایت
۱ - ( مصدر ) مهربانی کردن احوالپرسی کردن نوازش کردن . ۲ - گرامی داشتن . ۳ - ( اسم ) مهربانی دلسوزی .
حفایت
