معانی کلمه : حفاری
لغت نامه دهخدا
حفاری. [ ح َف ْ فا ] ( حامص ) شغل حفار. عمل حفار. || قنائی. چاه کنی. || شغل آنکه زمینهای منخسفه یا مخروبه باستانی را برای یافتن اشیاء عتیقه کند. تیله کنی. ( یادداشت مرحوم دهخدا ).
دانشنامه آزاد فارسی
فرهنگ فارسی
شغل حفار
دانشنامه عمومی
گویش مازنی
کاوش
مترادف و متضاد
حفر
کاوش
کندن، گود کردن
۱. حفر
۲. کندن، گود کردن
۳. کاوش
