Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : حطامه

تلفظ بین المللی : /hotˈɑmeː/ تلفظ :‌ [hot'Ame:]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • رجل الحمامه
  • حطام
  • حمامه
  • الحامه
  • حاطمه
  • حامه
  • حتامه
  • حجامه
  • حدامه
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

حطامة. [ ح ُ م َ ] (ع اِ) آنچه بشکند از چیزی خشک . (منتهی الارب ). رجوع به حُطام شود.

( حطامة ) حطامة. [ ح ُ م َ ] ( ع اِ ) آنچه بشکند از چیزی خشک. ( منتهی الارب ). رجوع به حُطام شود.

فرهنگ فارسی

آنچه بشکند از چیز خشک

کلمات مرتبط

  • رجل الحمامه
  • حطام
  • حمامه
  • الحامه
  • حاطمه
  • حامه
  • حتامه
  • حجامه
  • حدامه
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات