معنی کلمه : حضور داشتن
مترادف و متضاد
حاضربودن، حضور یافتن، آمدن ≠ غایب بودن
۱. حاضربودن، حضور یافتن، آمدن ≠ غایب بودن
۲. شرکت کردن
attend (فعل)
همراه بودن، توجه کردن، انتظار داشتن، حضور داشتن، رسیدگی کردن، مواظبت کردن، گوش کردن، در ملازمت کسی بودن، در پی چیزی بودن، از دنبال امدن، انتظار کشیدن، پرستاری کردن
