Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ حصیص

تلفظ بین المللی : /hˈasis/ تلفظ :‌ [h'asis]
لغت نامه دهخدا
  • حصیصه
  • ربیعهبن حصین
  • صندلی حصیری
  • علامه حصیری
  • قلعه حمیص
  • با حصیر پوشاندن
  • ادم حریص و کثیف
  • پردهء حصیری
  • پوشش حصیری
لغت نامه دهخدا

لغت نامه دهخدا

حصیص . [ ح َ ] (اِخ ) بطنی است از عبدالقیس .

حصیص . [ ح ُ ص َ ] (اِخ ) آبی است مربنی عقیل را بنجد. و عجلان و قشیر نیز با ایشان شرکت دارند. (معجم البلدان ).

حصیص . [ ح َ ] (ع اِ) شمار. عدد. عدة: حصیصهم کذا؛ عده ٔ آنان این است . || (ص ) اسب که موهای تندی پاشنه ٔ او ریخته بود.- موی حصیص ؛ موی ریخته ....

کلمات مرتبط

  • حصیصه
  • ربیعهبن حصین
  • صندلی حصیری
  • علامه حصیری
  • قلعه حمیص
  • با حصیر پوشاندن
  • ادم حریص و کثیف
  • پردهء حصیری
  • پوشش حصیری
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات