معانی کلمه : حصبه
لغت نامه دهخدا
حصبة. [ ح َ ص َ ب َ ] (ع اِ) از اعلام مردان عرب است .
حصبة. [ ح َ ص َ ب َ ] (ع اِ) سنگریزه ، و یکی از آن ، و این نادر است .
حصبة. [ ح َ ص ِ ب َ ] (ع ص ، اِ) باد سخت که سنگ ریزه دارد. || ارض حصبة؛ زمین سنگ ناک .
فرهنگ عمید
نوعی بیماری عفونی که از طریق غذای آلوده منتقل می شود و به دستگاه گوارش صدمه می زند، تیفوئید.
فرهنگ معین
(حَ بِ ) [ ع . حصبة ] (اِ. ) بیماری که در اثر خوردن آب ، سبزی یا میوة آلوده به وجود می آید.
دانشنامه آزاد فارسی
فرهنگ فارسی
( اسم ) مرضی است عفونی و ساری که بواسط. تب دایمی و بثور سرخ رنگ در سینه و پشت شکم و غیره و در تشریح بسبب وجود زخمهای دگمه یی شکل در روده تشخیص داده میشود تیفوئید مطبقه .
سنگ ریزه و یکی از آن و این نادر است
سنگ ریزه و یکی از آن و این نادر است
دانشنامه عمومی
گویش اصفهانی
تکیه ای: hasba
طاری: hasba
طامه ای: hasba
طرقی: hasba
کشه ای: hasba
نطنزی: hasba
مترادف و متضاد
تیفوئید، مطبقه
typhoid fever (اسم)
حصبه
واژه نامه بختیاریکا
تَو گپ
