حصار. [ ح ِ ] (اِخ ) محلی کنار جاده ٔ تهران وقزوین در 129500گزی تهران میان کونده و شریف آباد.
حصار. [ ح ِ ] (ع مص ) محاصره کردن کسی را در جنگ . (کشاف اصطلاحات الفنون ). محصور کردن کسی یا سپاهی را. محاصره . حصاری کردن کسی را به جنگ .
دیوارهای برای جدا کردن مکانی از مکان دیگر
صیصه، معقل
محدودیت، حصر
پناهگاه، جانپناه
پرچین، جدار، چپر، دیوار، محجر، نرده
بارو، باره، برج، حصن، دژ، سور، قلعه، کوت
۱. پرچین، جدار، چپر، دیوار، محجر، نرده
۲. بارو، باره، برج، حصن، دژ، سور، قلعه، کوت
۳. صیصه، معقل
۴. محدودیت، حصر
۵. پناهگاه، جانپناه
بارو، دیوار، پرچین، مرزبند