Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : حشیشه المعدن

تلفظ بین المللی : /haʃˈiʃeː almˈaʔdan/ تلفظ :‌ [haS'iSe: alm'a?dan]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • حاشیه الدسوقی علی مختصر المعانی
  • حشیشهالمعدن
  • حشیشه الکلب
  • حشیشه الارض
  • حشیشه الاسد
  • حشیشه الافعی
  • حشیشه الاورام
  • حشیشه البراغیث
  • حشیشه البرص
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

( حشیشةالمعدن ) حشیشةالمعدن. [ح َ ش َ تُل ْ م َ دَ ] ( ع اِمرکب ) گیاهی است سفید و صلب قریب به سنگ و چون شکسته شود اجزاء او ریزه می گرددو با روغن چون مشتعل گردد شعله او برطرف نمی گردد وریش سمندر نامند و داخل ضمادات ملوکی می کنند. و او جالی و مورث صحت و طراوت است. ( تحفه حکیم مؤمن ).

فرهنگ فارسی

گیاهی است سفید و صلب قریب به سنگ و چون شکسته شود اجزائ اوریزه می گردد و با روغن چون مشتعل گردد شعله او بر طرف نمی گردد و ریش سمندر نامند و داخل ضمادات ملوکی می کنند

کلمات مرتبط

  • حاشیه الدسوقی علی مختصر المعانی
  • حشیشهالمعدن
  • حشیشه الکلب
  • حشیشه الارض
  • حشیشه الاسد
  • حشیشه الافعی
  • حشیشه الاورام
  • حشیشه البراغیث
  • حشیشه البرص
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات