معانی کلمه : حسینی
لغت نامه دهخدا
حسینی . [ ح َ ] (ع ص نسبی ) نسبت به حَسین که بطنی از طی باشند. (سمعانی ).
حسینی . [ ح ُ س َ ] (اِخ )تیره ای از ایل بلوچ . (جغرافیای سیاسی کیهان ص 93).
فرهنگ عمید
گوشه ای در دستگاه های شور و نوا، زیرکش.
فرهنگ فارسی
( صفت اسم ) یازدهمین دوره از ادوار دوازده گان. ملایم موسیقی ایرانی که معرف یک دستگاه است .
ده از دهستان پشتکوه بخش تفت شهرستان یزد
ده از دهستان پشتکوه بخش تفت شهرستان یزد
دانشنامه عمومی
نقل قول
حسینی منسوب به حسین بن علی؛ ممکن است به نام خانوادگی افراد زیر اشاره داشته باشد:
•
•
wikiquote: حسینی
